آموزشگاه دکتر معین لیوان

چهار سال است مشفقانه و نقادانه، خطر اعتماد به آمریکا گوشزد می‌شود. از نخستین روزهای مذاکرات هسته‌ای‌، غیر‌قابل اعتماد بودن آمریکا – فارغ از اینکه چه کسی و چه جناحی در آن کشور بر سر کار باشد- بیان شد و مکررا گفته شد که فریب لبخند دشمن را نباید خورد. نیاز به هیچ پیش‌بینی و پیش‌گویی و دسترسی به علوم ماورایی هم نبود، خیلی ساده و با مرور واقع‌بینانه تاریخ معاصر کشورمان و سابقه سیاه آمریکا در تعامل با ایران و ایرانی و نیز با مرور عهدهای شکسته آمریکا با دیگر مردمان جهان، به روشنی قابل فهم و درک بود که آنچه آنها می‌گویند، همان« دفن سکه زیر خاک است به امید سبز شدن درخت سکه»! معلوم بود که همان یک سکه را هم برمی‌دارند و به جیب می‌زنند! 
تعصبات ی و جناحی، حرارت دعواهای بالا‌دهی و پایین‌دهی چنان چشم عده‌ای را بسته بود که باعث شد آشکار‌ترین هشدارها را هم با برچسب جناح و حزب و قبیله- که خودشان در آن غرق بودند- بنوازند و نادیده بگیرند.البته شاید جز این تعصب چیزهای دیگری هم باشد! کسی چه می‌داند، شاید همانطور که حالا جاسوسی در حوزه پولی بانکی از دل تیم هسته‌ای کشف و محکوم شده، کسانی هم باشند که ماموریتشان، هدایت رسانه‌ای‌، عملیات روانی و فضا‌سازی افکار عمومی در داخل و خارج کشور باشد. عنصر نفوذی که با عملیاتی حساب شده، اذهان و افکار مردم و مسئولان را از خطر عظیم اعتماد به آمریکا و اجرای یک‌سویه و بی‌پشتوانه تعهدات در برابر آمریکا منحرف کرده و با سفارش مقاله به فلان رومه و فلان مرکز به ظاهر علمی و آکادمیک، شولای وجاهت علمی و دیپلماتیک بر تن ناقوار و نامبارک برجام کرده است‌! همه اینها در عالم واقع ممکن و محتمل است و نباید با نگاه استبعاد به آن نگریست. همانطور که روزهای اول‌، برخی با نگاه غیرممکن بودن به پرونده جاسوس دستگیر شده می‌نگریستند اما بررسی‌های بعدی نشان داد آن گزاره درست بوده است.
به هر حال آن چهار سال گذشت. با هزینه‌ای جبران‌نشدنی و با تجربه‌ای بسیار گران‌قیمت و پربها که می‌شد بدون پرداخت آن، حاصل شود. اکنون به گواه آمار و ارقام، مردمی که روزی به وعده‌های دولت و همان جریان رسانه‌ای هدایت شده دل‌خوش کرده بودند و امید داشتند گره‌ای از کارشان گشوده شود، روز به روز از برجام و اعتماد به آمریکا ناامید‌تر می‌شوند. در سپتامبر 2015 (شهریور 1394) نتایج یک نظرسنجی خارجی نشان داد 45 درصد از ایرانی‌ها به پایبندی آمریکا به تعهداتش در قبال برجام اعتمادی نداشتند. اما نظرسنجی مشابه همان موسسه در شهریور ماه سال جاری نشان می‌دهد این رقم به 77 درصد افزایش یافته است.
فراموش نمی‌کنیم اوج‌گیری هیاهوهایی را که باعث شد برخی ذوق‌زده به خیابان بیایند و برقصند که... قرار است چنین و چنان شود و دلار ارزان شود و...!
به آن جماعت خرده‌ای نباید گرفت، به آنها باید خرده گرفت که هر صدای منتقدی را با هو و جنجال و ی‌کاری پاسخ دادند و بر اساس برنامه‌ای از پیش تعیین شده، کار را گام به گام به نقطه کنونی رساندند.
در همه این سال‌ها، تنها یک چیز برایمان مهم بود و آن اینکه ایران و انقلاب و مردم آن، سربلند باشند و در برابر دشمن عنود و مکار، یک صدای واحد و یک تدبیر هوشمندانه از کشورمان منتشر شود. حقیقتا آنها که مانع شنیدن و پژواک صدای منتقدین شدند، در اصل ظرفیت عظیمی از وحدت ملی را معطل گذاشتند و به جای بهره‌گیری از این توان‌، ماجرا را در پشت درهای بسته و البته با جمعی که بعضا در خدمت دشمنان انقلاب بودند در میان گذاشتند! 
فرجام این کار روشن است و شرح آن می‌شود توضیح سناریوی 4 ساله و شکست خورده برجام. 
در نقطه مقابل‌، دشمنان ایران بودند که بازی هوشمندانه‌ای به راه انداختند. گاهی بازی بین آمریکا و اروپا بود، گاهی بازی در آمریکا داخلی‌سازی می‌شد، یکبار سناریوی رئیس‌جمهور و کنگره‌، یکبار دیگر سناریوی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌ها! اندکی حافظه تاریخی، مصادیق روشنی از هریک از این سناریو‌ها را به یادمان می‌آورد. به خصوص مراجعه به تیترهای رومه‌های زنجیره‌ای که حقایق تلخ و ردپاهایی مرموز را نشانمان می‌دهد. اما وجه مشترک همه این بازی‌ها تنها و تنها یک چیز بود و آن چیزی نبود جز«‌امتیاز‌گیری هرچه بیشتر از ایران با نهادینه کردن دشمنی بی‌پایان غرب با کشورمان» البته در پوشش لبخند و دست دوستی و قدم زدن و عکس سلفی و...
در همه آن روزها‌، آنها در باطل خودشان متفق و متحد بودند و فرض تغییر‌ناپذیرشان این بود که ایران، دشمن همه آنهاست و تهدیدی برای منافعشان!
این همراهی آنها وقتی با چاشنی خوشبینی عجیب و غیرقابل توجیه مقامات کشورمان در دوستی با اروپا و حتی با آمریکا توأم شد، فاجعه برجام را رقم زد. آنها همچنان در دشمنی با ما متحد بودند و اینجا حتی اظهار اینکه آمریکا هنوز دشمن است، کفر بود و باید دهان گوینده دوخته می‌شد! ماجرای تابلوهای تبلیغاتی سطح شهر تهران با عنوان «‌شمر زمانه‌ات را بشناس» را که به خاطر دارید!؟
آنها در اصل نان وحدت در باطلشان را خوردند و اینجا ایران‌، هزینه وحدت‌ناپذیری مدیرانش را داد، چوب تک‌روی و دشمن‌پنداری منتقدان را خورد! اما اکنون چاره چیست!؟ اکنون که با نافرمانی به نقطه کنونی رسیده‌ایم، آنچه اتفاق افتاده را چگونه می‌توان جبران کرد!؟ در روند درمان یک بیماری، بهترین راه، بررسی علل پیدایش آن و سپس طی مسیری خلاف آن است. این مسیر معمولا با رژیم‌های خاص، پرهیز غذایی و انجام ورزش‌های مناسب و خوردن داروهای مفید و... طی می‌شود. اگر این روند درست است- که تجربه پزشکی درستی آن را تایید می‌کند- باید از همان استفاده کرد. 
وحدت و همدلی‌،گم شده‌ای بود که این وضعیت را برای ایران رقم زد. برج عاج‌نشینان جز خودشان، همه را بی‌سواد می‌دانستند و افتخار یک گفت‌وگوی ساده را هم به آنها نمی‌دادند! شرط اول جبران این نقیصه بزرگ است. برای ایجاد وحدت، باید از آن جایگاه تنازل کرد و همپای مردمان و منتقدان و دلسوزان شد، حرفشان را شنید و به آن عمل کرد. 
این را نباید فراموش کرد که ما شاهد یک تجربه تلخ و طی یک مسیر نادرست بوده‌ایم و منطقی است که به سبب‌سازان آن تجربه بگوییم حق ندارند دیگر بار، آن راه را بروند و با ثروت ملی و عظیمی به نام اعتماد عمومی، بازی باخت دیگر راه بیندازند. 
اکنون البته نشانه‌های روشنی از این تنبه و بیداری را ملاحظه می‌کنیم. آنقدر روشن که جا دارد از گذشته در این روزها گلایه‌ای نکنیم و به تقویت حس بازگشت امید داشته باشیم. 
اگر روزی کسی به طعنه به سپاه گفته «اگر پول و رسانه و تفنگ در اختیار یک نهاد نظامی قرار بگیرد‌، فساد‌آفرین است» اگر به طعنه گفته «‌با مانور موشکی می‌خواستند برجام را به هم بزنند» و چندین و چند اگر دیگر، همین که امروز می‌گوید‌: «‌سپاه پاسداران ‌در دل این مردم بوده و در همه روزهای خطر از منافع ملی ما دفاع کرده است، سپاه نه تنها محبوب ملت ایران بلکه محبوب مردم عراق‌، کردهای عراق، دمشق و سوریه و لبنان هم هست، آمریکایی‌ها حق دارند از سپاه عصبانی باشند به دلیل آنکه می‌خواستند داعش را 20 سال در این منطقه نگه دارند و از این ابزار استفاده کنند، اما سپاه مانع شد‌» جای مسرت و خوشحالی و علامت تنبه و بیداری است، آن را به فال نیک باید گرفت و آن روزها را به رخ نکشید.
این، یعنی «آماده شدن دوشادوش یکدیگر» شرط اول وحدت و همدلی است که بایدخود را ملتزم و مقید به آن بدانیم. همین نکته البته نشان از آن دارد که همه آن انتقادات منتقدین از سر دلسوزی برای ایران سربلند بود که اگر نبود و جناحی و حزبی بود، امروز باید به جای سخن گفتن از همدلی، به جای توصیه به همراهان خود مبنی بر چشم‌پوشی و اغماض، گریبان دولت گرفته می‌شد و به خاطر آنچه کرده‌اند و آنچه نشنیدند، مواخذه می‌شدند!
با این فرض است که باید از همه حرف‌های تلخ و بی‌مبنایی مثل همراهی کیهان با نتانیاهو‌، کاسب تحریم و حرف‌های بدتر از آن، به خاطر منافع ایران اسلامی چشم‌پوشی کرد و حتی حرف‌های این روزهای برخی که از سر تلاش برای دیده شدن گفته می‌شود و به خیال خودشان طعنه می‌زنند که «هروقت ترامپ گرفتار می‌شود، کیهان از بن‌بست برجام می‌گوید‌» و درس مبارزه با آمریکا می‌دهند و... را هم ندیده گرفت. این یک باید اساسی است، چرا که موضوع وحدت ملی و آینده ایران، بالاتر و مهم‌تر از حرف‌های بی‌ارزش این و آن است و ما گردنه‌های مهم‌تری در پیش داریم.
اما این فقط شرط اول است. شرطی که لازم است و باید خود را ملتزم به آن بدانیم، اما کافی نیست. 
شرط دوم که بسیار مهم و تعیین‌کننده است، رکن اصلی ماجراست و بدون آن، اصلا ماجرایی شکل نمی‌گیرد!
اگر شخصی برای رفتن به دفتر کار دوستش، اشتباهاً با آسانسور به چند طبقه بالاتر برود، شرط رسیدنش به مقصد، بازگشت به همان جایی است که باید. ماندن در آن نقطه و تشکر از کسی که آدرس درست را به او گوشزد کرده، هیچ دردی را دوا نمی‌کند و باعث می‌شود او تا ابد در همان نقطه ‌اشتباه باقی بماند. بنابر‌این شرط دوم بازگشت است.
بازگشت از راهی پرهزینه و بی‌فایده. روزگاری نگاه به آمریکا از «شیطان بزرگ» به «طرف مذاکره» و حتی «شریک تجاری» تغییر یافت! روزگاری با خوش‌خیالی، توهم شکاف انداختن بین دو حزب اصلی آمریکا یا بین کنگره و رئیس‌جمهور مطرح می‌شد و به عنوان چماقی به سر منتقدان کوبیده می‌شد‌! اینها همان آدرس‌هایی است که به‌اشتباه رفته شده و یادآوری آنها نه از سر شماتت که از سر صداقت و احساس مسئولیت است. اگر قرار است اتفاقی بیفتد، از همه این راه‌ها باید بازگشت.
روزگاری هرکس مخالف اعتماد به آمریکا بود، جنگ‌طلب معرفی می‌شد و هرچه توضیح داده می‌شد که این ملازمه‌، ملازمه‌ای غیر منطقی و غیرمنصفانه است و ایستادگی در برابر دشمن لزوما به معنی جنگ نیست بلکه از قضا ،امری کاملا اقتصادی و از سر توجه به توان داخلی و تکیه بر ظرفیت‌های موجود است، به گوش کسی فرو نمی‌رفت که نمی‌رفت! 
نتیجه آن شد که هزاران کارخانه و کارگاه پررونق تولید در طول 4 سال گذشته تعطیل و نابود شد و همه امید‌ها به برجام و نتایج نداشته‌اش بسته شد! نتیجه آن شد که به امید ایجاد گشایش از سوی غرب و وزیدن نسیم رونق از آمریکا، میلیون‌ها کارگر با مشکلات معیشتی مواجه شدند و در تلاطم ورشکستگی کارگاه‌های تولیدی، سیل بی‌سابقه و ویرانگر قاچاق و واردات غیرقانونی کشور را فراگرفت و مثلا تنها در یک قلم، به کشوری که سابقه چندین هزار ساله در تولید منسوجات دارد، سالانه بیش از سه میلیارد دلار پوشاک قاچاق وارد شد!
اینجا باید از همه آن خطاها برگشت. باید به مردم گفته شود اگر شما را فراموش کردیم، اگر ظرفیت هوش سرشار شما را نادیده گرفتیم، اگر بازوی ستبر جوان کارگر ایرانی را ندیدیم، اگر توان مدیریتی و مهندسی مدیران داخلی را با الفاظ مشمئز‌کننده و تحقیر‌آمیزی، با «پخت قرمه‌سبزی و آبگوشت بزباش» مقایسه کردیم، با شهامت و صداقت عذر‌خواهی می‌کنیم‌، آن دست‌ها و آن فکر‌ها را از مصادر امور برمی‌داریم و کاری می‌کنیم که نسیم رونق و گشایش‌، این‌بار از دل کارگاه‌ها و کارخانه‌های ایرانی وزیدن بگیرد.
آن وقت خیلی زود خواهید دید که سخنرانی ترامپ که هیچ، حتی اگر او خودش را منفجر هم بکند‌، هیچ تاثیری روی بازار دلار و طلای ما نخواهد گذاشت. 
تنها با طی کردن این مسیر می‌توان اندکی از شرمندگی مردم درآمد و فرصت از دست رفته 4 ساله را جبران کرد.


آموزشگاه دکتر معین لیوان

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: آمریکا ,برجام ,بودند ,است، ,مردم ,می‌شد ,برای ایران ,نسیم رونق ,متحد بودند ,گاهی بازی ,برابر دشمن
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

هفته وحدت؛ تاریخچه و علت نامگذاری

فاصله میان ۱۲ ربیع الأول که سالگرد ولادت بیامبر اکرم (ص) بنا بر روایات أهل سنت تا ۱۷ ربیع الأول که تاریخ ولادت رسول الله محمد (ص) بنا بر روایات موجود در شیعه است، از سوی امام خمینی ره، به عنوان هفته وحدت نامگذاری شده است. 

 

 

پیروزی انقلاب اسلامی كه در سایه وحدت افراد ملت و اقشار و طوایف آن در اسلام به تحقق پیوست، موجبات وحدت ملل مسلمان را فراهم كرد. این وحدت به صورت حركت و نهضت اسلامی علیه طاغوت و سلطه های اشغالگران و استعمار منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد. در مقابل استعمارگران، از دو طریق در صدد جلوگیری از وحدت رو به رشد ملت های اسلامی بر آمدند: تقویت تعصب نژادی و قومی و طایفه ای یا ملی گرایی و تحریك تعصبات فرقه ای یا شیعه و سنی.

چه کسی این روزها را هفته وحدت نامید؟

امام خمینی (ره) در واکنش به این ت خصمانه فرمودند: «از ملی گرایی خطرناك تر و غم انگیزتر، ایجاد اختلاف بین اهل سنت و جماعت با شیعیان و القای تبلیغات فتنه انگیز و دشمن ساز بین برادران اسلامی است. بحمدالله تعالی در انقلاب اسلامی ایران هیچ اختلافی بین دو طایفه وجود ندارد و همه با دوستی و اخوت در كنار هم زندگی می كنند، اهل سنت كه در ایران جمعیتش بی شمارند و در اطراف و اكناف كشور زیست می كنند و دارای علما و مشایخ بسیار هستند با ما برادر و ما با آنها برادر و برابریم و آنان با نغمه های نفاق افكنانه ای كه بعضی جنایت كاران و وابستگان به صهیونیسم و آمریكا ساز نموده اند، مخالف اند. برادران اهل سنت در كشور اسلامی بدانند كه عمال وابسته به قدرت های شیطانی بزرگ خیرخواه مسلمین و اسلام نیستند و لازم است مسلمانان از آنان تبری كنند و به تبلیغات نفاق افكنانه آنان گوش فرا ندهند. من دست برادری به تمام مسلمانان متعهد جهان می دهم».

بر این اساس چون روز ولادت پیامبر اكرم (ص) طبق روایات شیعه 17 ربیع الاول و طبق روایات برادران اهل سنت 12 ربیع الاول است و برگزاری دو جشن چندان خوشایند نیست، در 6 آذر 1360 طی پیامی از طرف قائم مقام رهبری روزهای دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول هر سال قمری به عنوان هفته وحدت اعلام شد تا در ایران و سراسر جهان اسلام با تشكیل اجتماع و كنگره اسلامی و جشن، ضمن تحكیم وحدت و برادری اسلامی، به پیشبرد انقلاب جهانی اسلام كمك شود، از آن زمان تا كنون در ایران و سایر كشورهای اسلامی هفته وحدت با شكوه تمام برگزار می شود.

هفته وحدت و اتحاد شیعه و سنی

منظور از وحدت شیعه و سنی کنار گذاشتن مسائل اختلافی و تکیه بر مشترکات و مبنا قرار دادن آنها در تعامل با یکدیگر و در مسائل مربوط به جهان اسلام و صحنه بین المللی است؛ به گونه ای که مسلمانان فارغ از اختلافات و با پرهیز از تفرقه در مسائل جهان اسلام هم سو و هم جهت حرکت کنند. به تعبیر دیگر اختلافات مانع از اخوت اسلامی و وحدت صفوف مسلمین در برابر دشمنان نیست. از این رو معنای اتحاد شیعه و سنی دست برداشتن و کوتاه آمدن از اصول و اعتقادات خویش نیست بلکه در عین وجود اختلافات زمینه تعامل و جهت گیری یکسان در مسائل کلی و بین المللی در میان آنها وجود دارد به همین جهت مطابق قانون اساسی «دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است ت کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت ی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد». مقام معظم رهبری فرمودند: «معنای اتحاد بین ملت های اسلامی این است که در مسائل مربوط به جهان اسلام همسو حرکت کنند و به یکدیگر کمک کنند و در داخل این ملت ها سرمایه های خودشان را بر علیه یکدیگر به کار نبرند».

لزوم و ضرورت وجود هفته وحدت

در شرایطی که دشمنان اسلام تمام تلاش خویش را برای مبارزه و مقابله با اسلام به کار بسته و آشکارا اعلام می کنند «جهان اسلام در قرن بیست و یکم یکی از مهمترین میدان های زورآزمایی ت خارجی آمریکاست» و «تقابل اصلی آینده جوامع بشری برخورد فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی است». تأکید بر مسائل اختلافی و تفرقه میان صفوف مسلمانان منطقی نیست. در زمانی که مسلمانان می توانند با توجه به جمعیت بیش از یک میلیارد نفر و منابع و امکاناتی که در اختیار دارند به عنوان یک قدرت تأثیرگذار در صحنه بین المللی مطرح باشند پرداختن به اختلافات و مسائل تفرقه انگیز نتیجه ای جز به هدر رفتن سرمایه ها و استفاده دشمن از این اختلافات، نخواهد داشت.

هفته وحدت و اخوت اسلامی

اسلام مسلمانان را امت واحده خوانده است: «ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون». و مؤمنان برادر یکدیگر معرفی شده اند: «انما المؤمنون اخوه فأصلحوا بین اخویکم». قال الصادق(ع) «المسلم اخ المسلم». بنابراین اختلاف در پاره ای از مسائل مانع اخوت اسلامی و وحدت مسلمانان نمی شود وقتی اسلام به مسلمانان سفارش می کند که با پیروان ادیان آسمانی و مکاتب دیگر بشری با عدل و مسالمت رفتار شود و آنان را به مشترکات توجه می دهد «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله ولا نشرک به شیئا ولا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقالوا شهدوا بانا مسلمون؛ بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر از خدای یگانه به خدایی نپذیرد هرگاه سرباز زنند بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم». آیا مسلمانان نباید با توجه به مشترکات و کنار گذاردن اختلافات با یکدیگر با مسالمت و عدل رفتار کنند. بنابراین با توجه به آنچه بیان شد روشن است که وحدت میان مسلمانان و اتحاد بین فرق اسلامی امری لازم و ضرروی است هر چند ممکن است اهمیت این امر در شهرهای مرکزی ایران و مناطق شیعه نشین محسوس نباشد اما در مناطق مرزی ایران و نقاطی که شیعیان و اهل تسنن در کنار یکدیگر زندگی می کنند همچنین در صحنه بین المللی و مناسبات کشورهای اسلامی با یکدیگر وحدت و اتحاد بین مسلمین و پرهیز از اختلافات ضرورت و اهمیت این امر به خوبی قابل درک است امام خمینی در این زمینه فرمودند: «امروز اختلاف بین ما تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی و یا سایر فرق آنها می خواهند نه این باشد نه آن راه را این طور می دانند که بین شما و ما اختلاف بیندازند».


آموزشگاه دکتر معین لیوان

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: وحدت ,اسلامی ,اسلام ,مسلمانان ,مسائل ,هفته ,هفته وحدت ,جهان اسلام ,انقلاب اسلامی ,امام خمینی ,اخوت اسلامی ,پیروزی انقلاب اسلامی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل

دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی دانستنی های دکوراسیون نودکار نایس موزیک پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان دانلود آهنگ جدید دانلود پاورپوینت طرح توجیهی و کاراموزی شرکت آموزشی ، پژوهشی ، تبلیغاتی ژمیس اخبار، سرگرمی و سبک زندگی